عمومي
نرم افزار آموزشی
نرم افزار فلش
نرم افزار فیلم و صوت
نرم افزار فشرده ساز
نرم افزار قفل گذاری
نرم افزار مهندسی
نرم افزار موسیقی
نرم افزار مرورگر
نرم افزار چند رسانه ای
نرم افزار چت و مسنجر
نرم افزار هک
نرم افزار کنترل کننده
نرم افزار کاربردی
نرم افزار گرافیک
پس از تصویب قوانین کیفری مدرن به لحاظ تلاش های آزادی خواهان و فلاسفه ی قرن 18 میلادی پدیدة جرم و عناصر سه گانه ای به رسمیت شناخته شد. از لحاظ بررسی این عناصر بایستی توجه داشت جرایم دارای سه رکن اصلی می باشند که از آنها به (عناصر عمومی جرم) تعبیر می شود ، البته عده ای از حقوقدانان عنصر چهارمی را نیز برای جرم قائل شده اند که از آن به (عنصر ناحق) تعبیر می کنند بدین معنی که جرم ارتکابی نبایستی در راستای اجرای قانون باشد ، مثلا دفاع مشروع را که دفاعی قانونی و با مجوز قانون گذار است در تعریف جرم و ارکان تشکیل دهنده آن لحاظ می کنند اما غالب حقوقدانان از این عنصر صرفنظر کرده و آن را در بحث علل موجهه جرم بررسی می کنند ، بنابراین عناصر سه گانه جرم به عناصر (قانونی مادی و روانی) تقسیم می شوند.
عنصر قانونی به معنی جرم انگاری عملی از سوی قانونگذار به قید مجازات در خصوص کیفری است.
عنصر مادی جرم تخطی خطاکار از ذهن مجرم است .
عنصر معنوی جرم نیز خواست فاعل بر انجام عمل مجرمانه و بعضأ تحصیل نتیجه از ارتکاب عمل است.
در بررسی کلیات حقوق جزا مبحثی تحت عنوان «شرکت درجرم» از سوی قانونگذار مطرح گردیده است. در طرح این بحث اهدافی در نظر مقنن کیفری بوده است . زیرا همکاری دو یا چند نفر در ارتکاب جرم خطر بیشتری را برای جامعه به همراه خواهند داشت که پاره ای جرایم سازمان یافته نیز که به خارج از محدوده مرزهای یک کشور گسترش یافته است بیانگر خطر این جرایم برای جوامع بشری است ، کنون با این پیش درآمد برآنیم که عنصر مادی شرکت در جرم را برای روشن تر شدن ضوابط حاکم برآن بررسی کنیم.
از لحاظ سابقة تاریخی بحث شرکت در جرم در قانون جزای عرفی مصوب 1335 قمری مصادف با 1293 شمسی که به تصویب موقت هیأت دولت رسیده بود در ماده 58 چنین آمده بود.
« هرگاه اشخاص متعدده مرتکب جرمی شوند به طوری که تقصیر همه بالسویه باشد یا اینکه هر کدام یک جزء از جرم واحد را انجام دهند شرکاء جرم محسوبند و مجازات همه یکسان است» سپس این نص در قانون کیفر همگانی مصوب 1304 در ماده 27 چنین انشاء شده بود.
قلب
مقدمه
قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است . قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه میکند . در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان می کند . برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد , نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری , به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد .
قلب چگونه کار می کند
عملکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و روشن که حاوی مقادیر زیادی اکسیژن و مواد غذایی است از طریق شریانهای بزرگ به سرتاسر بدن می باشد وقتی اکسیژن این خون توسط بافتها برداشته شد, وریدها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیره تری در آمده است را دوباره به قلب بر می گردانند .
قلب دارای دو قسمت می باشد که هر قسمت آن به صورت یک تلمبه جداگانه عمل می کند . هر یک ازاین قسمت ها نیز به دو بخش تقسیم می شود . بنابراین قلب کلا دارای چهار حفره می باشد . حفره های بالایی را که اصطلاحا
"دهلیز" می نامند , به صورت جمع کننده خون ورودی به قلب عمل می کنند و حفره های پایینی که به آنها
"بطن" گفته می شود , با انقباض خود باعث می شوند که خون از قلب به بیرون تلمبه شود . قسمت راست قلب , خونهایی را که از وریدهای تمام بدن می آید را گرفته و به سمت ریه ها تلمبه می کند تا اکسیژن ریه ها بتوانند وارد این خون شوند . قسمت چپ قلب , خونی را که از ریه ها خارج می شود را گرفته و سپس آن را به تمام قسمتهای بدن می فرستد تا نیازهای اکسیژن آنها را بر طرف نماید .
برای اینکه خون به همراه اعضا و عضلات بدن برسد , باید با فشار زیادی تلمبه گردد . شما وقتی یک شریانتان بریده می شود , می بینید که خون باچه فشاری به بیرون فواره می زند . برای اینکه این تلمبه زدن با قدرت کافی انجام شود , عضلات قلب باید خیلی قوی باشند و هیچگاه مثل سایر عضلات (مثلا عضلات پا ها ) دچار خستگی نگردند . بنابراین , عضلات قلب نیاز دارند که خودشان به خوبی خونرسانی شوند و اکسیژن و مواد غذایی به اندازه کافی به آنها رسانده شود . این خونرسانی خود عضلات قلب , توسط شریانهای کرونری و شاخه های آنها صورت می پذیرد .
شریانهای کرونری
شریانهای کرونری از آئورت بیرون می آیند . آئورت , شریان اصلی بدن می باشد که از بطن چپ , خون را خارج می شازند . شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می دارند . دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند .
نیاز به ورزش و تاثیر سلامتی آن در افراد معلول بسیار بیشتر از افراد سالم احساس می شود . بی تردید ورزش ، عاملی است که معلولان را به سطح جامعه می کشاند و آنان را در انجام فعالیتها مستقل می سازد . امروزه افراد معلول در سطح وسیعی در فعالیت های اجتماعی و مسابقات شرکت دارند و هویت خود را به جامعه شناسانده اند . هم اکنون 100 سال از ابداع ورزشهای معلولین می گذرد . قرن 18 و 19 میلادی زمانی بود که تاثیر ورزش در سلامت معلولین کاملا شناخته شده بود . بعد از جنگ جهانی اول فیزیوتراپی و ورزش درمانی به اندازه اورتوپدی و جراحی مهم شده بودند . در سال 1888 کلوپ ناشنوایان در برلین آغاز به کار کرد . سازمان جهانی ورزش ناشنوایان (CISS ) در سال 1922 تاسیس شد ولی افراد ناشنوا با دیگر معلولین همراه نشدند و هم اکنون نیز مسابقات جهانی مربوط به خود را با نام " مسابقات خاموش" برگزار می کنند . بعد از جنگ جهانی دوم به دلیل تعداد زیاد معلولین جنگی ، ورزشهای افراد معلول جسمی - حرکتی پا به عرصه وجود نهاد . در تحقیقاتی که برای سلامتی این افراد انجام شد ، مشخص گردید که ورزش یکی از بهترین درمانهای معلولیت است . در سال 1944 دکتر" لودویگ گوتمن" بر اساس درخواست دولت بریتانیا بیمارستان "استوک مندویل " که یک مرکز جراحی نخاعی بود را تاسیس کرد . در این مرکز ورزش یکی از درمانهای موثر معلولین به حساب می آمد .
ورزش درمانی قدم اول برای ابداع ورزشهای معلولین بود که سپس به مسابقات و رقابت های ورزشی ختم شد . در 28 جولای سال 1948 ، روز افتتاحیه بازیهای المپیک 1948 لندن همزمان بود با افتتاح بازیهای استوک مندویل که در حقیقت در این روز ورزشهای با ویلچر آغاز شد . در سال 1952 سربازان معلول دانمارکی به ورزش معلولین پیوستند و کمیته رقابت های بین المللی " استوک مندویل" را تاسیس کردند . در سال 1960 ، تحت نظارت و حمایت فدراسیون جهانی سربازان قدیمی گروه تحقیقی بین المللی ورزش معلولین جهت مطالعه و تحقیقات ورزش معلولین تاسیس شد و سپس در سال 1964 به افتتاح IOSD یا سازمان جهانی ورزش معلولین ختم شد . IOSD برای ورزشکاران معلولی مناسب بود که نمی توانند به عضویت کمیته بازیهای جهانی در رشته های ورزشهای معلولین نابینا ، قطع عضو ، قطع نخاعی ، فلج مغزی و فلج قسمتهای مختلف بدن درآیند .
میر جلال الدین کزازی از مترجمان ایرانی، استاد دانشگاه و نویسنده و پژوهشگر ادبیات است. وی مشهور به استفاده از از واژههای سرهٔ پارسی در نوشتهها و گفتار خود است.
ترجمه او از انهاید ویرژیل به فارسی، برنده جایزه کتاب سال شدهاست و تالیف او، نامه باستان، که تا کنون چهار جلد آن به چاپ رسیدهاست، حائز رتبه نخستین پژوهشهای بنیادین در جشنواره بین المللی خوارزمی شدهاست
زندگینامه
میر جلال الدین کزازی در دیماه سال ۱۳۲۷ در کرمانشاه در خانوادهای فرهیخته و فرهنگی که بنیانگذار آموزش نوین در این سامان است[نیازمند منبع]، چشم به جهان گشود. خوگیری به مطالعه و دلبستگی پرشور به ایران و فرهنگ آن را از پدر به یادگار ستاند. دوره دبستان را در مدرسه آلیانس کرمانشاه گذرانید و از سالیان دانش آموزی با زبان و ادب فرانسوی آشنایی گرفت. سپس دوره دبیرستان را در مدرسه رازی به فرجام آورد و آنگاه برای ادامه تحصیل در رشته زبان و ادب پارسی به تهران رفت و در دانشکده ادبیات فارسی و علوم انسانی دانشگاه تهران دورههای گوناگون آموزشی را سپری کرد و به سال ۱۳۷۰ به اخذ درجه دکتری در این رشته نائل آمد. او از سالیان نوجوانی نوشتن و سرودن را آغاز کردهاست و در آن سالیان باهفتهنامههای کرمانشاه همکاری داشته و آثار خود را در آنها به چاپ میرسانیدهاست. او اینک عضو هیات علمی در دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی است. او افزون بر زبان فرانسوی که از سالیان خردی با آن آشنایی یافتهاست، با زبانهای اسپانیایی و آلمانی و انگلیسی نیز آشناست و تا کنون دهها کتاب و نزدیک به دویست مقاله نوشتهاست و در همایشها و بزمهای علمی و فرهنگی بسیار در ایران و کشورهای دیگر سخنرانی کردهاست. چندی را نیز در اسپانیا به تدریس ایرانشناسی و زبان پارسی اشتغال داشته است. او گهگاه شعر نیز میسراید و نام هنریاش در شاعری زُروان است.
مرض قند یا دیابت شیرین یک اختلال سوخت و سازی در بدن است. بدین صورت که سرعت و توانایی بدن در استفاده و سوخت و ساز کامل قندها کاهش مییابد. از اینرو قند خون افزایش مییابد.
گونههای مرض قندمرض قند نوع Ι (یا دیابت وابسته به انسولین IDDM)
مرض قند نوع ΙΙ (یا دیابت غیر وابسته به انسولین NIDDM)
دیابت بارداری
دیابت نوع یک
بدن مبتلایان به دیابت نوع یک توانایی تولید انسولین را ندارد و این امر موجب افزایش سطح قند خون میگردد. این امر به دلیل از دست رفتن سلول های β جزایر لانگرهانس پانکراس اتفاق می افتد. دلیل اصلی از دست رفتن سلول های β، حمله سلول های لنفوسیت T به دلیل خودایمنی است. روش درمانی آن تزریق انسولین و کنترل دائمی میزان قند خون می باشد.
دیابت نوع دوم
در مرض قند نوع دوم بدن فرد مبتلا انسولین تولید میکند و حتی ممکن است غلظت انسولین در خون از مقدار معمول آن نیز بیشتر باشد اما گیرندههای یاختهای فرد نسبت به انسولین مقاوم شده و در حقیقت نمیگذارند انسولین وارد سلولها شده و اعمال طبیعی خود را انجام دهد. در این حالت میتوان با درمان رژیمی و ورزش غلظت قند خون را کاهش داد. شیوع این نوع در حال ازدیاد است. مرض قند نوع دوم در افراد چاق دیده میشود و درصد شیوع این بیماری در زنان بیش از مردان است.
دیابت بارداری
دیابت بارداری مربوط به چند ماهه آخر دوران بارداری است و معمولاً سابقه خانوادگی در ابتلا به آن نقش دارد. تعدیل در مصرف کربوهیدراتها و محدود کردن دریافت کربوهیدراتهای تصفیه شده و افزایش تعداد وعدهها و کاهش حجم وعدهها از جمله عوامل بهبود بخش میباشند. ناگفته پیداست که این نوع دیابت فقط در بانوان شیوع دارد!
« بنام خداوند بسیار بخشنده بسیار مهربان »
تفسیرسوره قدر
اینکه سوره قدر در مکه ویا در مدینه نازل گردیده دو قول است:بعضی گفته اند بیشتر عالمان برمکی بودن آن هستندوبعضی دیگر برعکس بیشتر عالمان،بر مدنی بودن آن دانسته اند و در مصحف همه آن را مکی نوشته اند واین خود می رساند که مکی بودنش ارجح است.و شامل پنج آیه می باشد.
سبب نزول:ابن جریر و واحدی از مجاهد روایت کرده اند که رسول الله(ص) مردی از بنی اسراییل را یاد فرمود که یک هزار ماه سلاح پوشید برای جهاد فی سبیل الله و مسلمانان از آن به شگفت آمدند.خدای متعال این سوره را نازل فرمود تا دانسته شود که شب قدر که به این امت داده شده ار آن هزار ماه سلاح پوشیدن مرد بنی اسراییل بهتر است. ودرسبب نزول آیه 3 «لیله القدر خیر من الف شهر»باز ابن جریر از مجاهد روایت نمود که:در بنی اسراییل مردی بود که شب تا صبح به عبادت می ایستاد و روز را تا شب به جهاد می پرداخت خدای عزوجل این آیه را نازل فرمود که یک شب قدر برای این امت از عمل آن مرد در هزار ماه بهتر است.لیلةالقدرچه شبی است؟ در صحیح بخاری و مسلم ازابو سعید خدری(رض)روایت کرده اند که ابوسعید گفت: رسول الله(ص) فرمود:شب قدر به من نشان داده شد و بعد آن را فراموش نمودم و دیدم در نماز صبح شب قدر میان آب و گل سجود می نمایم.ابوسعید میگوید:شب بیست ویکم رمضان باران آمد وازسقف مسجد آب چکه کرد و من به دو چشم خود دیدم که،اثرآب وگل ازسجود، میان پیشانی وبینی رسول الله(ص) ظاهر بود.به موجب این حدیث نظر امام شافعی(رح) براین است که شب قدر بیست ویکم رمضان است.و به موجب حدیثی که امام احمد،مسلم وازعبدالله بن انس(رض)روایت کرده اند شب بیست وسوم رمضان است. امام احمد،مسلم،ابوداود،ترمذی،نسایی وابن حبان روایت کرده اند:زربن جیش از ابی بن کعب (رض)پرسید شب قدر کدام است؟ابی بن کعب قسم یاد کرد که شب بیست وهفتم رمضان است. وموقعی که دلیل آن از او پرسیده شد فرمود:به دلیل آیه 3سوره قدر و به علامتی که پیغمبر(ص) فرمود،آفتاب بامداد آن روزطلوع می کند و شعاع ندارد.وبعضی اخبار از عبدالله بن عباس(رض) هم برشب بیست و هفتم رمضان دلالت دارد . در روایت امام احمد،بخاری،مسلم و ترمذی از ام المومنین عایشه (رض) روایت شده است که گفت:رسول الله (ص) فرمود:برای یافتن شب قدر کوشش کنید در شبهای تک(فرد) از دهه آخر رمضان.بعضی بر آنند که شب قدردر ماه رمضان درهرسال در شبی است و ازابن مسعود نقل شده که هریک ازشبهای سال احتمال شب قدررا دارد ونووی (رح) این قول را به امام ابوحنیفه (رح) نسبت داده است.عدم تعیین شب قدر برای کوشش مداوم در طاعت واعمال در همه شبهای رمضان و خصوصا" در دهه آخر رمضان است تا فضیلت شب قدر به دست آید.وکسی گفته است:هر یک از شبهای سال احتمال شب قدررا دارد هم برای این منظور است که در تمام شبهای سال طاعت واعمال خیر انجام دهد تا آن شب قدروفضل آن را بیابد.جلال الدین سیوطی درکتاب اتقان شب قدر را شب هفدهم رمضان دانسته است.قرآن زمان نزول قرآن را به رسول الله(ص)در چهار جا اشاره فرموده است:1- در سوره قدر آیه1«انّاانزلناهُ فی لیلة القدر»2- درسوره دخان آیه3«انا انزلناه فی لیلة المبارکة» 3- سوره بقره آیه185 «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» 4- سوره انفال آیه41 «و ما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان ». آیه 185 سوره بقره می رساند که نزول قرآن در ماه رمضان است همان طور که آیه سوره انفال می رساند درشب هفدهم رمضان است.وآیه سوره قدر وسوره دخان می رسانددرشب هفدهم رمضان است. یوم الفرقان و یوم التقی الجمعان:روز بدراست که در هفدهم رمضان بود(غزوه بدردرشب وروزهفدهم ماه رمضان سال دوم هجری اتفاق افتاد) چنانکه گفته شد لازم نیست همیشه شب قدر در یک شب هفدهم یا بیست وهفتم باشد بلکه هر سالی وشبی است.
سوره قدر مكى است و پنج آيه دارد
سوره قدر آيات 1 - 5
بسم الله الرحمن الرحيم انا انزلناه فى ليلة القدر (1) و ما ادراك ما ليلة القدر (2) ليلة القدر خير من الف شهر (3) تنزل الملئكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر (4) سلام هى حتى مطلع الفجر (5).
ترجمه آيات
به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1).
و تو چه مىدانى شب قدر چيست؟(2).
شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3).
در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشتخلق) نازل مىشوند(4).
اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5).
بيان آيات
اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مىكند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مىداند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مىشوند، و اين سوره، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مىتواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل بيت (عليهم السلام) و از ديگران رسيده خالى از تاييد مدنى بودن آن نيست، و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا(ص)ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مىروند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومتبنى اميه است).
"انا انزلناه فى ليلة القدر"
ضمير در"انزلناه"به قرآن برمىگردد، و ظاهرش اين است كه: مىخواهد بفرمايد همه قرآن را در شب قدر نازل كرده، نه بعضى از آيات آن را، مؤيدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است.
و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مىفرمايد: "و الكتاب المبين انا انزلناه فى ليلة مباركة" (1) ، كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن شب نازل كرده، چون ظاهرش اين است كه نخستسوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم.
پس مدلول آيات اين مىشود كه قرآن كريم دو جور نازل شده، يكى يكپارچه در يك شب معين، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه آيه شريفه"و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا" (2) ، نزول تدريجى آن را بيان مىكند، و همچنين آيه زير كه مىفرمايد: "و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جملة واحدة كذلك لنثبتبه فؤادك و رتلناه ترتيلا" (3) .
کودکان دیابتی
درمان های امروزی به کودکان دیابتی کمک می کند که زندگی طبیعی داشته باشند و مانع بروز مشکلات احتمالی بعدی می شود.
یک کودک مبتلا به دیابت، احساس خستگی می کند، شب ها برای ادرار کردن بیدار می شود، از دل درد می نالد، مقدار زیادی آب می نوشد و به طورمرتب لاغر می شود. با تشدید وضعیت جسمی او، دیابت تشخیص داده می شود. یک آزمایش ساده، مقدار زیاد قند را در ادرار او مشخص می کند.
قبل از سن بیست سالگی، معمولا بیماری دیابت از نوع اول است که آن را "وابسته به انسولین" یا "دیابت جوانی" می دانند. در موارد نادری دیابت نوع دوم مشاهده می شود.
هر چند که بیماری دیابت جوانی، ارثی نیست، ولی علایم اولیه آن را می توان در بین برادران و خواهران مشاهده کرد.
در واقع دیابت جوانی، بیماری است مربوط به انهدام سلول های لوزالمعده ی مولد انسولین(هورمون تنظیم کننده قند خون) از طریق آنتی کورها و لنفوسیت های تی (T). اگر این سلول ها از بین بروند، دیگر هورمون انسولین ترشح نمی شود، لذا مقدار قند خون بالا می رود.
این بیماری پیش رونده است و می توان امیدوار بود که در صورت تشخیص زود هنگام، بتوان با استفاده از روش های درمانی نوین، بروز دیابت را تا چند ماه و حتی چند سال به تأخیر انداخت.