بررسی ومقایسه عوامل تنش زا و راهكارهای سازگاری در مادران و پدران كودكان عقب مانده ذهنی
مقدمه
عقب ماندگی ذهنی یكی از عمده ترین مسائل جوامع بشری است. كودكان عقب مانده ذهنی نیازهای تكاملی و مراقبتی منحصر به فردی دارند و مشكلات عدیده ای برای خانواده و جامعه ایجاد می كنند. بسیاری از این خانوادها به علت داشتن كودك عقب مانده ذهنی تحت تنشهای جسمی، روانی ، اجتماعی واقتصادی هستند واین اطفال تاثیر مداومی برساختار و عملكرد خانواده دارند. مادر و پدر به صور مختلفی این تنشها را تجربه می كنند. اما ایشان می توانند با بهره گیری از آگاهی، مهارت و منابع به سازگاری بهتری دست یابند. بنابراین هدف این مطالعه شناسایی عوامل تنش زا و راهكارهای سازگاری والدین بوده كه جهت غلبه برمشكلات ضروری به نظر می رسد. پژوهشی توصیفی مقایسه ای به منظور شناسایی و مقایسه عوامل تنش زا و راهكارهای سازگاری در مادران و پدران كودكان عقب مانده ذهنی انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود كه با پرسش از والدین تكمیل شد. جامعه پژوهش شامل كلیه والدین كودكان عقب مانده ذهنی تحت پوشش مركز توانبخشی شهید اشرفی اصفهانی بودند كه 96 نفر از والدین به روش نمونه گیری غیر تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
نتایج پژوهش نشان داد كه اكثر (8/70%) واحدهای مورد پژوهش نسبت به آینده كودك عقب مانده ذهنی نگران بودند با استفاده از مقیاس لیكرت مشخص شد كه شدت عوامل تنش زای روانی در بیشترین درصد (9/47%) مادران در سطح متوسط (33-23 نمره كل). در حالیكه در بیشترین درصد (9/47%) پدران در سطح كم (23-11 نمره كل)بود. تفاوت معنی دار آماری بین مادران و پدران از نظر شدت عوامل تنش زای روانی وجود داشت (05/0 P<) شدت عوامل تنش زای اجتماعی – اقتصادی در اكثر (2/54%) واحدهای مورد پژوهش در سطح كم (28-14 نمره كل) بود. اكثر (6/64%) واحدهای مورد پژوهش گاهی اوقات از شیوه های سازگاری استفاده می كردند . بین سن مادر هنگام تولد كودك عقب مانده ذهنی و شدت عوامل تنش زای روانی و بین جنس كودك و نحوه استفاده از راهكارهای سازگاری پدران ارتباط آماری معنی داری وجود داشت . (05/0 P<). نتایج حاصل نشان داد كه شدت عوامل تنش زای روانی در مادران بیشتر از پدران و در استفاده از راهكارهای سازگاری متفاوت بودند اما از نظر عوامل تنش زای اجتماعی – اقتصادی تفاوتی در واحدهای مورد پژوهش وجود نداشت. بااین وجود والدین برای استفاده بیشتر از راهكارهای سازگاری در ارتباط با كودك عقب مانده ذهنی و مشكلاتی كه در خانواده ایجاد می شود. اغلب به كمك و حمایت همه جانبه نیاز دارند، گسترش و تعمیق ابعاد مختلف پرستاری جهت سازگاری موثر والدین در این زمینه ضروری به نظر می رسد.
عقب ماندگي ذهني (mental Retardation)
بر مبناي تعريف عقب ماندگي ذهني اختلالي است كه با عملكرد هوشي زير حد طبيعي و اختلال در مهارتهاي انطباقي مشخص ميگردد. سن شروع عقب ماندگي ذهني زير 18 سال است و منظور از مهارتهاي انطباقي انجام كارهايي است كه در هر سن خاص به طور معمول از فرد انتظار ميرود.
انواع
عقب ماندگي ذهني بر اساس ميزان بهره هوشي از خفيف تا بسيار شديد (عميق) تعيين ميگردد. جدول زير تقسيمبنديهاي مربوط به عقبماندگي ذهني را با توجه به نوع و مهارت موردنظر نشان ميدهد:
بهره هوش نوع مهارت مورد انتظار
70-50 خفيف آموزش پذير
50-35 متوسط تربيت پذير بالا
35-25 شديد تربيت پذير پايين
ايزوله، نيازمند نگهداري در مؤسسه عميق كمتر از 25
در حاليكه بهره هوش طبيعي در محدوده 110-90 قرار ميگيرد، به فاصله بين 84-71 هوش مرزي اطلاق ميشود كه اين افراد عقب مانده ذهني نيستند اما از نظر پيشرفت تحصيلي موفقيت چنداني ندارند. خوشبختانه كمترين تعداد اين بيماران را عقب مانده ذهني نوع شديد و بسيار شديد كه عمدتاً نيازمند نگهداري و پرستاري دائم در مؤسسات مربوطه ميباشند تشكيل ميدهند.
شيوع اين اختلال در حدود 1 درصد جمعيت ميباشد كه در جنس مذكر حدود 5/1 برابر جنس مؤنث است.
سبب شناسي عقب ماندگي ذهني
.1 عوامل قبل از تولد: بيشتر شامل تأثيرات ژنتيك و تغييرات كروموزي ميشود. ضمن اينكه عفونتهاي رحمي و ابتلاي به بيماري سرخچه و توكسوپلاسموز نيز در بروز عارضه نقش دارند. آنچه مسلم است بيشترين علل عقب ماندگي ذهني همين عوامل قبل از تولد ميباشد كه از نظر پيشگيري نيز اهميت دارند، بهويژه عوامل كروموزومي مثل سندرم داون و عوامل عفوني مثل سرخچه و توكسوپلاسموز مادرزادي. در اين بين عوامل حين تولد مثل زايمان مشكل و خونريزي جمجمه و اشكالات تنفسي حين زايمان و... نيز مؤثر ميباشند.
2. عوامل پس از تولد: شامل ضربات شديد به جمجمه كودك، زردي (يرقان)، سيانوز (سياهشدن)، عفونتهاي دوران نوزادي به همراه تب و تشنج، كم كاري تيروئيد و... ميباشند. كه با مواظبت از كودك بخصوص قبل از سن 4 سالگي ميتوان از بروز عقب ماندگي ذهني تا حدي جلوگيري نمود.
.3 عوامل محيطي اجتماعي: تأثيرات محدودتري در بروز عقب ماندگي ذهني دارند و شامل فقر، تغذيه، ناپايداري خانواده، وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي بد و محروميتهاي فرهنگي و استرسهاي مكرر و فوق تحمل در محيط زندگي كودك ميباشند.
پيشگيري
پيشگيري اوليه : جلوگيري از ظهور عوامل ايجاد كننده عقب ماندگي ذهني بخصوص عوامل قبل از تولد از اهميت ويژه برخوردار است. آموزش به خانواده، ممانعت از ازدواجهاي فاميلي، جلوگيري از حاملگي بعد از سنين 35-30 سال، رعايت بهداشت حاملگي (پرهيز از اشعه، دارو، ضربه به شكم، تغذيه مناسب مادر، جلوگيري و كنترل نمودن عفونتهاي مادرزادي و...) در پيشگيري اوليه بسيار مؤثر ميباشند.
محافظت كودك پس از تولد بخصوص در دوره نوزادي و مداخله درماني به موقع در موارد بيماري مثل كم كاري تيروئيدي (هيپوتيروئيدي) نيز در جلوگيري از بروز عقب ماندگي ذهني اهميت دارد.
پيشگيري ثانويه : عقب ماندگي ذهني درمان ندارد و بهترين راه كنترل آن جلوگيري از بروز است. به نظر نميرسد داروهاي خاصي نيز در كنترل پيشرفت اختلال مؤثر باشد. مهمترين روش درماني افراد عقب مانده ذهني افزايش ميزان سازگاري آنها، محيط زندگي و تنظيم توقعات محيطي، سطح كارآيي اين افراد در خانواده و جامعه ميباشد.
پيشگيري ثالث : انجام مشاوره خانواده و مشاوره فردي در جهت محدود كردن تأثيرات عقب ماندگي ذهني ضرورت دارد. استفاده از روشهاي توصيه شده توسط افراد متخصص در تقويت و حفظ كارآيي عملي اين افراد ميتواند باعث افزايش اعتماد به نفس و سازگاري مناسبتر با استرسهاي معمول زندگي افراد عقب مانده ذهني گردد. آموزش كودك و خانواده، آموزش مهارتهاي كلامي، محيطي، ارتباطي، اجتماعي، همچنين آموزشهاي ويژه و فيزيوتراپي و آموزشهاي مهارتهاي جسمي همگي ميتوانند در سازگاري و رشد بهتر اين افراد و توانبخشي آنان كمك مؤثري داشته باشند.
پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی
در مورد عقب ماندگی ذهنی نیز ، پیشگیری بهتر از درمان می باشد . برای اجرای پیشگیری در مورد عقب ماندگی های ذهنی نیز باید موارد زیر رعایت شود :
بررسی های اپیدمیولوژیک عقب ماندگی ذهنی
بررسی های اتیولوژیک عقب ماندگی ذهنی
آموزش بهداشت عمومی جهت پیشگری از عقب ماندگی ذهنی
آزمایش آمینوستتسیس،جلوگیری ازازدواجهای فامیلی،جلوگیری از بیماریهای زمان بارداری و حوادث زایمانی و بعد از زایمان ، آموزش بهداشت همگانی ، بالا بردن سطح اجتماعی و اقتصادی خانواده ها ، ایجاد انگیزه های محیطی و رابطه عاطفی مناسب با کودک و 000
وقتی اختلال یا حالت مربوط به عقب ماندگی ذهنی مشخص شد لازم است برای هر چه کوتاهتر ساختن دوره بیماری اقدامات لازم را انجام داد . این اقدامات ،پیشگیری ثانوی تلقی می شود .
در پیشگیری ثانوی سعی می شود با روش بیماریابی و تشخیص زود رس و اجرای درمان صحیح و پیگیری مداوم درمانی از بروز بیماری یا شدت آن کاست .
آزمایش ادرار برای تشخیص زود رس پ.کی.یو و گالاکتوسمی نمونه ای از این پیشگیری می باشد.
این پیشگیری وقتی اجرا می شود که میزان عقب ماندگی و نیز تواناییهای آنان شناسایی گردد و بر حسب این که کودک عقب مانده در کدام طبقه و جایگاه قرار می گیرد نسبت به درمان و آموزش و پرورش و توانبخشی او اقدام می شود
تکنیکهای روان درمانی
بسیاری از کودکان عقب مانده در استفاده از زبان دچار نقص هستند . به همین دلیل ، تکنیکهایی ابداع شده است که ضرورت ارتباط کلامی را به حداقل می رساند . یکی ازتکنیکهای غیرکلامی،یازی درمانی است .
به سبب این که بازی بخش طبیعی ، یکی از فعالیت های آشنا و ذاتا“جالب است لذا در رابطه با کودکان آشفته ای که توانایی هوشی آنان ازعقب ماندگی معتدل تا پیش افتادگی فرق می کند به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد .
در روان درمانی با کودکان و بزرگسالان عقب مانده ، شماری از متخصصان از رسانه های هنری به عنوان کمک بهره برده اند. در بین این رسانه ها معمولا“ از شکلهای هنری بصری متنوع ، نقاشی با قلم مو،موسیقی و رقص استفاده می شود
تکنیکهای کلامی روان درمانی
همانطور که نمایش هنری و بازی می تواند به آرامش هیجانی منجر شود همانطور هم کودکان در بروز کلامی احساسات خود ، در توضیح تخیلات و خاطراتی که موجب دردسر آنها شده است و درمیان هرآنچه به آنها تحمیل شده است احساس آرامش کنند .
کاربرد بازی نقش در بیماران عقب مانده بسیار جالب است شرکت در بازی نقش موجب بهبود نوجوانان در پیش بینی ارزیابی از خود توسط دیگران و آنطور که به نظردیگران می رسند می گردد.
تا سالهای اخیر مشهورترین نوع روان درمانی،درمان گروهی بوده است . در روان درمانی گروهی ، معمولا“ یک درمانگر در فواصل منظم با 6 تا10 کودک به طورهمزمان ملاقات می کند .
مزیت های درمان گروهی عقب ماندگان ذهنی
1- دارای یک رویکرد اقتصادی است
2- جهان عینی کوچکی از روابط انسانی بنا می کند .
3- موقعیت گروه درمانی فرصتی جهت کار مستقیم بر روی مسایل واقعی فراهم می آورد .
4- درمان گروهی ثابت می کند اشخاص دیگری نیز دچار مشکل هستند .
5 - در گروه درمانی ،کودکی را که از تماس نزدیک هیجانی ترسیده است می توان بتدریج جذب کرد .
مسایل و مزایای خاص گروه درمانی
مشکل عمده ای که در موقعیت گروهی به چشم می خورد ، مسله گزینش اعضای گروه است . معمولا“بهتر است گروه از نظر سن و سطح ذهنی ،گروهی همگن باشد ،درحالی که از نظر جنسی همگنی ضرورت ندارد .
رویکرد فیدبک شنیداری- دیداری پین کارد و دیگران که جهت بهبود ادراک از خود کودکان استفاده می شود و با این وسیله مهارتهای افراد عقب مانده بهبود می یابد .
نوع دیگر روان درمانی گروهی عبارت است از انگیزش مجدد ، این رویکرد از یک روش متوالی دقیقا“ تدوین شده به قصد بیدارسازی علاقه به محیط و ایجاد مهارتهای اساسی اجتماعی پیروی می کند
برای برخی از کودکان ، استفاده مکمل از داروهای روان- فعال در یک برنامه درمانی و کنترل رفتاربسیارموثر است . داروهایی که به طور گسترده وبسیار طولانی ودر دوزهای بالا مورد استفاده قرار می گیرند ، اعتراض ناپذیرند .
در برخی از کودکان و بزرگسالان عقب مانده این پتانسیل وجود دارد که در رایطه با آنها شیمی درمانی و روان درمانی را بتوان ترکیب کرد و نتایج خوبی بدست آورد